سوالات تخصصی اقتصاد کار
این صفحه مرجع جامع و بهروز داوطلبان آزمونهای استخدامی، برای درس تخصصی اقتصاد کار است. در این صفحه مجموعهای غنی از سوالات تخصصی اقتصاد کار را گردآوری کردهایم. با دانلود این منابع که به همراه پاسخنامه تشریحی ارائه شدهاند، میتوانید آمادگی خود را طبق آخرین تغییرات آزمونهای استخدامی ارزیابی کنید. شایان ذکر است که با برگزاری هر رقابت استخدامی جدید، بانک سوالات این صفحه بروز رسانی میشود.
دانلود نمونه سوالات تخصصی اقتصاد کار
کاربران عزیز برای دریافت بسته نمونه سوالات تخصصی اقتصاد کار، بر روی کلید زیر کلیک نمایید.
دانلود نمونه سوالات تخصصی اقتصاد کار
محتوای بسته تخصصی اقتصاد کار
این بسته شامل ۱۱۰ تست تخصصی از منابع معتبر آزمونهای استخدامی در کشور مناسب برای درس تخصصی اقتصاد کار و به همراه پاسخنامه کاملا تشریحی- توضیحی است. مزیت این بسته در پوشش تمام مباحث مورد نیاز برای آزمونهای استخدامی است. شما میتوانید PDF اصل سوالات را پس از خرید در دستگاه خود ذخیره نموده و در هر زمان به آن دسترسی داشته باشید.
۱-در بازار رقابت کامل، شرط بهینهسازی سود بنگاه در استخدام نیروی کار (کوتاه مدت) کدام است؟
۱) برابری تولید متوسط فیزیکی با هزینه عامل نهایی بنگاه
۲) برابری ارزش تولید نهایی فیزیکی با نرخ دستمزد
۳) حداکثر شدن تولید کل در سطح دستمزد جاری
۴) برابری هزینه عامل نهایی با هزینه متوسط تولید
- پاسخ تیم آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۲.
بنگاه به عنوان یک عامل اقتصادی هدفمند، نیروی کار را تا آنجا استخدام میکند که سودش بیشینه شود و این بیشینه سازی با قاعده ای ساده اما دقیق صورت میگیرد: هر واحد کار تا وقتی به کار گرفته میشود که درآمد اضافی حاصل از آن، یعنی ارزش تولید نهایی فیزیکی، از هزی نه اضافی استخدام آن واحد بیشتر یا دست کم برابر آن باشد. در بازار رقابت کامل، بنگاه می تواند هر مقدار نیروی کار را در نرخ دستمزد جاری بازار استخدام کند و این نرخ همان هزینه عامل نهایی است؛ یعنی تغییر در هزینه کل به ازای یک واحد افزایش اشتغال. بنابرا ین شرط تعادل آن است که ارزش تولید نهایی فیزیکی با نرخ دستمزد برابری کند. اگر بنگاه کمتر از این سطح استخدام کند، به این
معناست که واحد کار بعدی درآمدی بیش از هزینه اش ایجاد میکند و او از سود بیشتر چشم پوشی کرده است؛ و اگر بیش از این سطح به کار بگیرد، زیان به بار میآید. برا ی نمونه در دستمزد ۸۰ دلار، استخدام ۹ روز کارگر بهینه است؛ با دستمزد بالاتر ۱۲۰ دلار به ۸ واحد کاهش و با دستمزد پایینتر ۴۰ دلار به ۱۰ واحد افزایش مییابد.
۲- آلفرد مارشال به عنوان یکی از نخستین منتقدان تئوری بازده نهایی، اصلی ترین اشکال این تئوری را در چه میدانست؟
۱) نادیده گرفتن نقش فناوری در تعیین دستمزدها
۲) تقاضامحور بودن و غفلت از تئوری عرضه کار
۳) بی توجهی به نقش اتحادیههای کارگر ی
۴) حذف اثر رقابت ناقص از تحلیل دستمزد
- پاسخ تیم آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۲.
مارشال به درستی دریافت که تئوری بازده نهایی در حقیقت صرفا یک تئوری درباره تقاضای نیروی کار است، زیرا تنها به این میپردازد که بنگاه ها در هر دستمزدی چه مقدار کار استخدام میکنند و اینکه چرا منحنی تقاضا نزولی است. اما برای تبیین کامل دستمزد، داشتن تئوری تقاضا به تنهایی کافی نیست و بی توجهی به سمت عرضه، تحلیل را ناقص می سازد. مارشال برای روشن کردن این نقص از تمثیل قیچی بهره گرفت: همانگونه که تصور اینکه تنها تیغه بالایی قیچی عامل برش است نادرست است، انگاشتن تقاضا به عنوان تنها عامل تعیین کننده دستمزد نیز خطاست؛ سطح دستمزدها محصول کنش و واکنش متقابل عرضه و تقاضای نیروی کار است.
نتیجه آنکه برای دستیابی به یک تئوری کامل از دستمزد، باید تئوری عرضه کار نیز تدوین میشد؛ نیازی که پایه نقد مارشال بر فرض ثابت بودن عرضه کار در مدل اساسی و انگیزه ای برای فصلهای بعدی در جهت سست کردن این فرض گردید.
۳-مدل تخصیص زمان که برای فهم عرضه کار بلندمدت ارائه میشود، توسط چه کسی
توسعه یافته است؟
۱) جان بیتز کلارک
۲) جان مینارد کینز
۳) گری اس. بکر
۴) دیوید ریکاردو
- پاسخ تیم آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۳.
عرضه کار در بلندمدت به مراتب پیچیده تر از عرضه کار کوتاه مدت است و از همین رو تحلیل آن به ابزاری نیرومندتر نیاز دارد؛ این ابزار همان مدل تخصیص زمان است که توسط گری اس. بکر بنیان نهاده شده است. مدل بکر یک چارچوب نئوکلاسیکی به شمار میرود که در فصل پنجم، همراه با تاکید بر همانندیهایش با مدل سنتی انتخاب فردی که در تحلیل کوتاه مدت ارائه میشود، به کار گرفته و توسعه مییابد. با وجود این شباهت های بنیادی، تفاوت های مهمی میان این دو مدل وجود دارد و علت اصلی ارائه و کاربرد مدل بکر، کمک آن به فهم پدیده هایی مانند تغییر اندازه خانوار، تصمیم گیر ی درباره باروری و تعدیل های درازمدت عرضه کار در پاسخ به تغییرات پابرجای دستمزد است. کاربرد این مدل در عین حال نشان می دهد که اندیشه نئوکلاسیک هرگز ایستا نبوده و اگرچه اصول اصلی هزینه و انتخاب را حفظ میکند، میتوان آن را چنان استادانه گسترش داد که بینش های مفیدی درباره تصمیم گیری خانوار پدید آورد.
۴- بخش به عقب برگشته منحنی عرضه کار (ساعات کار کاهش یافته در دستمزدهای بالا) ناشی از غلبه کدام اثر است؟
۱) اثر جانشینی بر اثر درآمدی
۲) اثر درآمدی بر اثر جانشینی
۳) اثر ستاده ای بر اثر جانشینی
۴) اثر قیمت بر اثر درآمدی
- پاسخ تیم آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۲.
منحنی عرضه کار یک فرد الزاما در تمام دامنه دستمزدها صعودی نیست و بخشی از آن میتواند به عقب برگردد، به گونه ای که در نرخ های دستمزد بسیار بالا، ساعات کار عرضه شده کاهش یابد. برای فهم این پدیده باید دو نیروی هم زمان ناشی از افزایش دستمزد را از هم متمایز کرد: اثر جانشینی که با گران شدن زمان غیربازار ی، فرد را به مصرف کمتر آن و افزایش ساعات کار می کشاند و اثر درآمدی که افزایش درآمد واقعی را به دنبال داشته و چون زمان غیربازاری کالایی نرمال است، مصرف آن را بالا برده و ساعات کار را کاهش میدهد . در دامنه های معمول دستمزد، اثر جانشینی
معمولا نیرومندتر است و ساعات کار با افزایش دستمزد صعود میکند؛ اما در دستمزدهای بسیار بالا، اثر درآمدی چیره میشود و فرد با آنکه میتواند درآمد بیشتری کسب کند، ترجیح میدهد زمان بیشتری را بیرون از بازار بگذراند. بنابراین بخش به عقب برگشته منحنی عرضه کار همواره بازتاب غلبه اثر درآمدی بر اثر جانشینی است؛ رفتاری که امکان رابطه منفی میان دستمزد و ساعات کار را از جنبه نظری موجه میسازد.
۵-بر اساس نظریه «اقتصاد بخش عرضه»، افزایش نرخ پس انداز یک اقتصاد چه پیامدی بر بازار کار به دنبال دارد؟
۱) رشد سریعتر سرمایه و در نتیجه افزایش سطح دستمزدها
۲) کاهش ذخیره سرمایه و افت تقاضای نیروی کار
۳) افزایش نرخ بهره و کاهش سرمایه گذاری خصوصی
۴) افزایش نرخ مشارکت اما ثبات سطح دستمزدها
- پاسخ تیم آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۱.
نظریه ها ی اقتصاد بخش عرضه از کهنترین آموزه های اقتصادی اند و بر پیوندی زنجیره وار تکیه دارند: نرخ رشد دستمزدها تا حد زیادی به افزونی رشد ذخیره سرمایه بر رشد نیروی کار بستگی دارد و رشد سرمایه نیز به نوبه خود نیازمند پس انداز بخش بزرگی از درآمد ملی است؛ زیرا پسانداز، منبع اقتصادی وجوه سرمایه گذاری است. هرچه کشوری درصد بیشتری از درآمدش را پسانداز و سرمایه گذاری کند، ذخیره سرمایه اش سریعتر رشد کرده و با فرض ثبات سایر شرایط، درآمد و دستمزد سرانه اش با شتاب بیشتری بالا میرود. نمونه بارز این رابطه، مقایسه ژاپن و آمریکاست:
ژاپنی ها نزدیک ۲۰ درصد درآمد قابل تصرف خود را پس انداز میکنند در حالی که این رقم برای آمریکایی ها کمتر از ۵ درصد است؛ از همین رو شگفت آور نیست که نرخ رشد درآمد سرانه ژاپن در دوره های اخیر بسیار بالاتر از آمریکا بوده است. سیاست های کاهش مالیات نیز بر همین پیشفرض استوارند که نگهداشتن سهم بزرگتری از درآمد نزد افراد، پسانداز و در نتیجه وجوه سرمایه گذاری را افزایش میدهد.
اگر به دنبال دانلود سوالات رایگان آزمون های استخدامی هستید، از طریق کلید زیر اقدام به بررسی سایر رشته های استخدامی، نمایید.
دانلود رایگان سایر سوالات استخدامی