نمونه سوالات تخصصی کتاب دا با پاسخ تشریحی

سوالات تخصصی کتاب دا

این صفحه مرجع جامع و به‌روز داوطلبان آزمون‌های استخدامی، برای درس کتاب دا است. در این صفحه مجموعه‌ای غنی از سوالات تخصصی کتاب دا را گردآوری کرده‌ایم. با دانلود این منابع که به همراه پاسخنامه تشریحی ارائه شده‌اند، می‌توانید آمادگی خود را طبق آخرین تغییرات آزمون‌های استخدامی ارزیابی کنید. شایان ذکر است که با برگزاری هر رقابت استخدامی جدید، بانک سوالات این صفحه بروز رسانی می‌شود.

فهرست مطالب صفحه
جهت مشاهده مطالب روی پیوست های زیر کلیک کنید
  

دانلود نمونه سوالات تخصصی کتاب دا

کاربران عزیز برای دریافت بسته نمونه سوالات تخصصی کتاب دا، بر روی کلید زیر کلیک نمایید.

 

دانلود نمونه سوالات تخصصی کتاب دا

 

محتوای بسته تخصصی کتاب دا

این بسته شامل ۲۵ تست تخصصی از منابع معتبر آزمون‌های استخدامی در کشور مناسب برای کتاب دا بوده و به همراه پاسخ‌نامه کاملا تشریحی- توضیحی است.

مزیت این بسته در پوشش تمام مباحث مورد نیاز برای آزمون‌های استخدامی است. شما می‌توانید PDF اصل سوالات را پس از خرید در دستگاه خود ذخیره نموده و در هر زمان به آن دسترسی داشته باشید.

۱- سردسته‌های راهپیمایی‌های اعتراضی در دوران انقلاب از کدام گروه‌ها بودند؟

۱) کارگران و کشاورزان
۲) جوانان شهر و روحانیون
۳) دانشجویان و معلمان
۴) تجار و بازرگانان

  • پاسخ آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۲.

... سردسته این راهپیمایی‌ها، جوانان شهر و روحانیونی افرادی مثل حاج آقا محمدی و نوری بودند که فعالانه کارها را پیش می‌بردند.

۲- حمله رژیم بعثی عراق به خرمشهر در چه تاریخی بود؟

۱) ۳۱ شهریور ۱۳۶۰
۲) ۱۷ شهریور ۱۳۵۹
۳) ۱۷ شهریور ۱۳۶۰
۴) ۳۱ شهریور ۱۳۵۹

  • پاسخ آموزشی ای استخدام (e-estekhdam.com): گزینه ۴.

روز سی و یکم شهریورماه همه منتظر بودند. فردا برسد و بچه‌ها به مدرسه بروند توی خانه ما هم سعید می‌رفت کلاس اول ابتدایی حسن سوم ابتدایی و منصور اول راهنمایی از چند روز قبل بابا پول داده بود برایشان خرید کنیم. من هم پسرم را برداشتم و رفتیم دروازه فلکه برایشان به اندازه پولی که داشتیم خرید کردم به خصوص بچه‌ها از چیزهایی که سعید برایشان خریدم ذوق می‌کردند. شب هم بچه‌ها را با هوای اینکه صبح اول وقت بلند شوند، زود خوابانیدم.

صبح اول مهر بعد از اینکه نماز صبحانه را خواندم سفره صبحانه را چیدم و بچه‌ها را از خواب بیدار کردم. دلم می‌خواست خودم سعید و حسن را به مدرسه برسانم انگار آخرین روز اول مدرسه رفتن خودم بود. کلی ذوق و شوق داشتم روزهای قشنگ مدرسه رفتن خودم را به یاد می‌آوردم توی مسیر همان طور که دست سعید را گرفته بودم به این طرف و آن طرف نگاه می‌کردم عجیب بود. خیابان‌ها به نظرم خیلی خلوت بود و هیچ بچه‌ای دیده نمی‌شد. به مدرسه که رسیدیم در بسته بود تا خواستم در بزنم یکی از همسایه‌ها را دیدم سلام کردم و پرسیدم چرا در مدرسه بسته است که گفت: مگه نمی‌دونی دیش عراق شهر رو بمباران کرده؟

با تعجب پرسیدم: کی؟

گفت: نصفه شب.

باورم نمی‌شد به همین راحتی به ما حمله کرده باشند. چطور من از صدای بمباران چیزی نفهمیدم دیگر نایستادم بچه‌ها را سریع به خانه برگرداندم و خودم به سر خیابان برگشتم تا شاید کسی را ببینم و خبری بگیرم.

 

اگر به دنبال دانلود سوالات رایگان آزمون های استخدامی هستید، از طریق کلید زیر اقدام به بررسی سایر رشته های استخدامی، نمایید.

 دانلود رایگان سایر سوالات استخدامی

 

لینک صفحات جامع و کاربردی 
در این بخش به منظور دسترسی بهتر، صفحات مهم و کاربردی لیست شده است شما میتوانید در صورت نیاز به هر صفحه بر روی لینک مورد نظر کلیک نمایید.
درحال آماده‌سازی نظرات کاربران ...